جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
255
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
ستمگر و ستمديده ، و گرسنه و سير وجود دارند ، قيام كرده و بنيان آن را ويران سازد و پايههاى آن را درهم بكوبد و زندگى خود و يارانش را در كفه پيروزى يا مرگ نهد ، آنگاه خود و مردم را به داشتن همان اختلافات و برترىهاى طبقاتى پيشين ، دعوت كند و ثروت بىحساب ثروتمندان و فقر و تنگدستى بىحد بينوايان و وضع غلط قبلى را ، كه گروهى در بدبختى و عدهاى در عيش و نوش مطلق بودند ، تحسين وتأييد نمايد ! ما از تعليمات رهبران رسالتها و از زندگى آنان ، چيزهايى داريم كه منافقان و رياكاران را رسوا مىسازد . منافقانى كه با عبارات و حرفهايى كه از خود ساختهاند ، مردم را به زهد و سختگيرى و فقر مىخوانند و آن را ناجوانمردانه به اين مردان انقلابى نسبت مىدهند . ما از زندگى و تعليمات آنان چيزهايى داريم كه عقيده ما را درباره اينكه آنان خود زهد ورزيدند ولى به زهد دعوت نكردند ، كاملًا تأييد مىكند و نشان مىدهد كه آنان بر خود سخت گرفتند ولى براى همه مردم ، زندگى خوش و راحتى را خواستند كه نه فقير باشد و نه بيچارهء درمانده ، نه غارتگر باشد و نه غارت شده ! و البته همه اينها بهخاطر ايجاد يك زندگى اجتماعى عادلانه و يك حيات اخلاقى و معنوى شرافتمندانه بود . * * * اين روح پاك بوداست كه در كتاب بشارت خود ، به لزوم و ضرورت كار بهخاطر سعادت و آسايش مردم ، نه بهخاطر فقيرساختن و افكندن آنها در دوزخ تنگدستى كه بعضىها آن را براى فرزندان زمين ! نيكو جلوه مىدهند ، فرياد مىزند . او سپس خو درا به همان